-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 13:23
دارم میرم اما بدون٬بی تو دلم غرق غمه برای گفتن غمم٬هر چی که جمله هست کمه دارم میرم اما یکی٬توی دلم داد میزنه می گه که قلب تو هنوز٬ تشنهء عاشق شدنه دارم میرم اما غروب٬پشت سرم داره می آد انگار از عشق من و تو ٬یه چیز تازه تر می خواد انگار غروبم می دونه٬من از غم تو میشکنم عشق تو حل شده دیگه ٬تو ذره ذرهءتنم دارم میرم صدای...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 13:21
تو روزایی که نبودی،نمیدونی چی کشیدم روزی صد دفعه عزیزم،به ته خط میرسیدم تو نبودی تا سرم رو،بزارم رو شونهء تو خودت هم خوب می دونستی،که منم دیونهءتو تو نبودی تا که باشی،همدم قلب شکسته ام وقتی با یاد نگاهت،زیر بارون مینشستم تو نبودی تا ببینی،اون همه دلواپسیمو لحظه های غم و تردید،لحظه های بی کسیمو تو نبودی،تو روزای غم و...
-
به حق مهربانیت ای مهربان ترین مهربان
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 13:09
خداوندا به من توفیقی ده که فقط یک روز بنده مخلص تو باشم که میدانم حتی ساعتی این چنین بودن بس دشوار است . خدایا سینه ام را چنان بگشای که درد های تمام عالم را در آن جای دهم حتی درد محکوم شدن به گناهان ناکرده ام . خدایا میدانم که نادانم به ذزه ای از علم بیکرانت دانایم کن.بارالها زبانم در ستایش تو قاصر است به من زبانی عطا...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 13:03
بزار تنـــــــها بمونم با خیــــــــــــالت بخـــونم از دو چشـــــــــم بی مثالت بزار ایــن قلـــب خسته تا قیـــــــامت بــــــمونه عاشــــق اون قد و قـــامت بـــــزار چشـــمای غمگینم ببـــــــاره دلــــــی که عاشقه آروم نـــــــــداره بــــــزار باشه برامون یادگــــــــــــاری غـــــــم و گریه تو بارون...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 13:01
این روزگار نا مراد با ما چه بازیها که کرد هرلحظه بر سیلاب خون هر لحظه در طوفان درد ای داد ازاین آوارگی فریاد از این دلداگی خم شد دگر پشت دلم به زیر بار زندگی چرخ فلک با قلب من هرگز سر یاری نداشت هر غصه و داغی که بود بر صفحه قلبم نگاشت ای روزگار ای روزگار پاداش قلبم این نبود قلبی که هر شب تا سحر از ماه رویش می سرود این...
-
حس غریب
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 13:00
یر این سنگ سیاه یه غریبه خوابیده اون توی دو روز عمر یه روز خوش ندیده این غریبه با همه ،حالا خاموشه و سرد توی دنیا هیچ کسی عشقشو باور نکرد این غریب زیر سنگ با کسی کاری نداشت تنها و بی همنفس سرو رو زمین گذاشت حتی خواهرش نبود که واسش گریه کنه واسهء قبر داداش شاخه گل هدیه کنه غریبه یه بی پناهه هیچ گناهی نداره اون به غیر...
-
دیوانه تو
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 12:55
اگر ساقی تویی پیمانه ات من غریو شادی مستانه ات من برای دیدن چشمان مستت نشسته بر در میخانه ات من اگر در شهر غربت بی نشانی غریب افتاده ای کاشانه ات من تو آن گنجی که پیدایی در انظار نخور غم نازنین ویرانه ات من دلت هر آنچه می خواهد بفرما غلام خانه زاد خانه ات من تو عاقل باش و با تدبیر سر کن بمانم تا ابد دیوانه ات من نگارا...
-
اشتباه آخر
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 12:54
زمین فرش از غرور پرپرم شد تو رفتی بی وفایی باورم شد همان راهی که از آن می گذشتی ببین،شرمنده چشم ترم شد بهار آرزو هایم پس از تو خزان شد،غم ردای پیکرم شد کبوتر های عاشق بی تو مردند چه کرکس ها که جلد این حرم شد تو رفتی در قفس تنها شدم من شکسته تا ابد بال و پرم شد ندیدی رفتنت با من چه ها کرد نمیدانی چه خاکی بر سرم شد...
-
یا علی
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 12:52
دلیل و منطق و برهان بهانه است اصولا خصلت انسان بهانه است اسیر نفسی و باید بدانی برادر سستی ایمان بهانه است بنی آدم نمک گیر گناهند فریب و حیلهء شیطان بهانه است غرض عشق زلیخا بود از آغاز حدیث یوسف و کنعان بهانه است دلیل حبس یوسف پاکی اش بود وگر نه میله و زندان بهانه است بشر تاب عدالت را ندارد لباس خونی عثمان بهانه است...
-
رویه قبرم بنویسید
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 12:49
روی قبرم بنویسید کسی بود که رفت لحظه ای از غم ایام نیاسود که رفت بنویسید از آغوش خدا آمده بود هیچ کس هیچ نفهمید چرا آمده بود بنویسید نفهمید کسی دردش را هیچ کس درک نمی کرد رخ زردش را بنویسید که یک عمر کسی را کم داشت در نگاهش اثر از حادثه ای مبهم داشت بنویسید هوای دل او ابری بود بنویسید که اسطورهء بی صبری بود بنویسید...
-
یادت رفت؟
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 12:48
غم انتظار من یادت رفت؟ گل بی قرار من یادت رفت؟ خسته و بی کس و تنها بودی آمدی کنار من یادت رفت؟ گفتی از آخر خط آمده ای جملهء قصار من یادت رفت؟ به تو گفتم آخر خطی نیست تو شدی نگار من یادت رفت؟ دل تو ساز مرا باور داشت نالهء من یادت رفت؟ فصل پاییز دلم زود رسید تو چرا بهار من یادت رفت؟ پای عشق تو دلم را دادم آخرین قمار من...
-
تقدیم به منتظران واقعی حضرت نور
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 12:45
دل از همه کس گسسته ای می دانم از جور زمانه خسته ای می دانم آری قفست از ابتدا قفل نداشت اما تو خودت نجسته ای می دانم او رفته و تو هنوز هم تنهایی دل را به کسی نبسته ای می دانم هر تکهء تو شمایلی از یار است تو آینه ای شکسته ای می دانم او گفت که منتظر بمان می آیم تو منتظرش نشسته ای می دانم عمریست که با دیدهء تر منتظر آن...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 12:43
شبیه نم نم باران زلالی که وقتی می چکی بر دشت قالی هوا پر می شود از عطر مویت تو را حس می کنم در این حوالی تو از خاکی و دریا در دل توست مثال ساده ات تنگ سفالی نفهمیدم تو را آنقدر گنگی که گاهی بدری و گاهی هلالی برای عشق بازی با نگاهت همیشه دست این دل بوده خالی نگاهت پاک و رویایی است بانو تو مثل شبنمی ،خوابی، خیالی تو...
-
کوروش کبیر
جمعه 6 فروردینماه سال 1389 00:30
خدایا دستانم خالی و دلم غرق در آرزوهاست.یا با قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را از آرزوهای دست نیافتنی خالی کن
-
باز هم گریه و تنهایی
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1389 21:16
نمیدونم چی بگم از کجا بگم ولی باز دم مجید خراطها گرم که درکمون میکنه و حرفهایه دلمونو میخونه از روزی که از پیشم رفتی پر از اشکم اما میخندم به سختی مبادا که عشقم تو قلبت بمیره میگم که باز بیا که طاقت ندارم هنوزم جایه اسمت نقطه چینه همیشه هم نقطه چین میمونه مگه اینکه تو پرش کنی
-
اینم موزیک بسیار زیبای دنیای این روزای من با صدای داریوش
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1389 18:24
فایل در سایت مدیا فایر آپ کردم پس از کلیک بر روی لینک منتظر باشید تا صفحه کامل لود شود و بر روی دانلود کلیک کنید متن ترانه : دنیای این روزای من هم قد تنپوشم شده اینقدر دورم از تو که دنیا فراموشم شده دنیای این روزای من درگیر تنهایی شده تنها مدارا می کنیم دنیا عجب جایی شده هر شب تو رویای خودم آغوشتو تن میکنم آینده این...
-
تقدیم به تمام مادران پاک دنیا
پنجشنبه 5 فروردینماه سال 1389 18:22
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر... می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی..... برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی.... در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی... او می زاید و...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 2 فروردینماه سال 1389 14:23
-
هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز
شنبه 29 اسفندماه سال 1388 20:53
یا مقلب القلوب والابصار یا مدبر الیل والنهار یا محول الحول والاحوال حول حالنا الی احسن الحال
-
دوسش خواهم داشت
شنبه 29 اسفندماه سال 1388 20:50
امسال بهترین سال تحویلمو داشتم چون بهترین هدیه را داشتم امسال و اونهم دیدن عشقم در چند ساعت مانده به سال تحویل بود که بعد از رفتنش هر روز بیشتر عاشقش شدم
-
تقدیم به تمام نا تمام من
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1388 11:48
تو وقتی میشکفی رو من جهان قد یه لبخنده به وقت ابری رویا چشاشو رو تو میبنده تو وقتی میرسی تا من شبم از نور پر میشه جهانم زیر و رو و دل از این رویی به اون میشه تو وقتی شکل غم داری خیالم رنگ شب داره یه دنیا ابر بارونی تو دنیای تو می باره تو وقتی با منی دنیا نه قلبم میتپه تو من یه ذره دل خوشی من میشه دنیا عزیز من نشی یک...
-
همون عاشق
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1388 11:47
همون عاشق همون بی کس همون درد همون همدم همون هم خون همون سرد همون که نیست هیچ ردی از عشقش همون که منو با تو اشنا کرد همون که وقت رفتن گریه میکرد یه چشمش اشک یکی اه و همه درد همون عاشق که اون روز از نگاهش یه دنیا حسرت و غضه گذر کرد همون که روزی از تو قصه میخوند همونی که واسه تو گریه میکرد
-
دلتنگی
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1388 11:45
من مثل یک درخت تنها و سوگ وار در فصل برف و یخ مایوس از بهار دلم از خیلی روزا گرفته تو نیست یخ زدگی منو اب میکنه بانوی عاطفه هم دست تو مگر عاشق نبوده ام غیر از تو این چنین از هیچ عاشقی دلتنگ نبوده ام روزهای سوزان روز های قهر روز های دوری از همون لحظه که گفتی دیگه جووابتو نمیدم ای اخرین صدات بود بعد از او خاموش شدی یا...
-
میترسم
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1388 11:43
من از این تاریکی میترسم من از این کم نوری میترسم من از این بی ثمری من از این در به دری میترسم من از این سکوت سرد من از این دلگیری میترسم من از این خواب عمیق من از این کابوس وحشت دارم من از این سرخی خاک من از این تردی پولاد تنم من از این هم همه از این کولاک من از این بریدگی های عمیق من به اندازه یک دلتنگی میترسم من هم...
-
دلتنگی
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1388 11:42
من هم اندازه یک ماهی در تنگ بلور من هم اندازه یک شب گریه من هم اندازه چشمان پر از اشک خزان من به اندازه یک دلتنگی من هم اندازه یک حس غریب من به اندازه یک دلتنگی دلتنگم من به اندازه شوق یک نگاه که هم اندازه یک فاصله ارزش دارد من به اندازه ان شرم نگاه که تو را میکند از قافله دور که تو را میخواند من به اندازه زیبایی تو...
-
مناجات باخدا
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1388 11:32
الهی کَیْفَ أدْعُوکَ و أنَا أنَا وَ کَیْفَ أقْطَعُ رَجآئی مِنْکَ و أنْتَ أنْتَ ؟ خدای من! چطور صدات کنم که من، منم و چطور ازت نا امید بشم که تو، تویی؟ إِلهی إذا لَمْ أسْئلْکَ فَتُعْطِیَنی فَمَنْ ذَا الَّذی اَسْئَلُهُ فَیُعْطینی؟ خدای من! وقتی ازت چیزی نخواستم، بهم دادی کیو می تونم پیدا کنم که ازش چیزی بخوام و بهم بده؟...
-
کورش کبیر
سهشنبه 25 اسفندماه سال 1388 11:28
باران باش و ببار نگو کاسه های خالی از آن کیست
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 اسفندماه سال 1388 11:21
هیچکس مجبور نیست انسان بزرگی باشد تنها انسان بودن کافی است {آلبر کامو} چیزی که واقعا کم وجود داره
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 23 اسفندماه سال 1388 11:16
شادی را دلیل باش نه سهیم غم را سهیم باش نه دلیل
-
............
شنبه 22 اسفندماه سال 1388 18:33
با تو هر جهنمی میشه بهشت با تو میشه صدهزار قصه نوشت با تو میشه خونه زد تو شهر عشق اما افسوس نمیزاره سرنوشت .........